عماد الدين حسن بن علي الطبري

550

مناقب الطاهرين ( فارسي )

اوّل رسيدند ، درها گشوده شد ؛ همچنين تا آسمان هفتم و من مىديدم . « 1 » و همچنين امام حسن عليه السّلام روزى بيرون رفت و از اولاد زبير يكى با وى بود كه اعتقاد داشتى به امامت زبير . و هر دو در زير درختى خشك از خرما فرود آمدند و از براى ايشان فرش بگستردند . زبيرى گفت : اگر بر اين درخت خرما بودى نيكو بودى و ما مىخورديم . امام عليه السّلام گفت : خواهى كه خرما بخورى ؟ زبيرى گفت : نعم . امام عليه السّلام دست برداشت و دعاى بخواند كه حاضران آن فهم نكردند . در حال درخت خشك سبز شد و خرما بر آورد . حمّالان برفتند و از وى خرما بچيدند و از آن به قدر كفاف تناول كردند . و به آخر جمله گفتند كه : اين معنا از حسن بن على عليهما السّلام سحر عظيم است . تا امام عليه السّلام گفت : ليس بسحر و لكن دعوة ابن نبىّ مجابة . « 2 » و از آيات قيامت كه در دنيا به دست حسن طاهر شد آن است كه : مردى به خدمت امام حسن عليه السّلام رفت و گفت : چه چيز مانع موسى شد از سؤال خضر ؟ امام عليه السّلام گفت : از بزرگى خضر . پس دست سائل گرفت و گامى دو برفت و پاى بر زمين زد . دو مرد پديد آمدند بر سر سنگى نشسته كه بخارى از ايشان مىآمد كه دود و نتن آن به عيّوق مىرسيد ، در گردن هر يكى سلسله‌اى آتشين و هر يكى را شيطانى با گردن وى بسته و ايشان هر دو مىگفتند : يا محمّد يا محمّد . و هر دو شيطان مىگفتند : كذبتما . كذبتما . پس با زمين گفت : انطبقى عليهما الى الوقت المعلوم الّذى لا يقدّم و لا يؤخّر و هو خروج القائم عليه السّلام . فقال الرّجل :

--> ( 1 ) - الثاقب / 306 - 307 . ( 2 ) - الثاقب / 308 - 309 .